به گزارش سراج24 حضور چهارمین اثر سینمایی مسعود دهنمکی یکی از نقاط پررنگ سی و یکمین جشنواره فیلم فجر بود. تا آنجا که بسیاری از کسانی که به تماشای آن نشستند شانس اول تعدادی از سیمرغهای جشنواره فجر را به این فیلم دادند و استقبال بالایی را هم برای اکران عمومی آن پیش بینی کرده اند. اما جدیدترین ساخته این کارگردان انقلابی سینما چه چیز دارد که اینقدر مورد توجه واقع شده؟
ماجرای یوسف و افسانه
"افسانه" دختر جوانی که نامش در محله سر زبانهاست در فرار از دست ماموران پلیس و طلبکاری که در ازای طلب خودش به او نظر هم دارد سر از خانه "حاج یوسف" در می آورد که یک روحانی سالخورده است. داستان بر محور این اتفاق شکل می گیرد و دامنه های آن ادامه فیلم را تا پایان پیش می برد. مواجهه های بعدی این دونفر در خلوت خانه و پس از آن در انظار عمومی اتفاقات دیگری را به همراه دارد که از یک سو زندگی دختر و خانواده او را در معرض خطر قرار می دهد و از سوی دیگر موقعیت و اعتبار روحانی را دستخوش تغییر می کند. انتخاب نام یوسف برای این شخصیت هم شاید تلمیحی باشد بر نام یوسف پیامبر(ع) که در موقعیت گناه قرار می گیرد و آزموده می شود.
تسلط مقدم است
آنچه در طول این سالها موجب شده آثار مسعود ده نمکی به شدت به چشم بیاید و مورد توجه گروههای مختلف اجتماعی قرا بگیرد تنها انتخاب سوژههای جنجالی نیست، بلکه «تسلط» او بر سوژههای انتخابی به عنوان یک دغدغه اعتقادی و شخصی است. هوشمندی ده نمکی در انتخاب موضوعهایی که به آنها تسلط دارد را پیش از این در سه گانه اخراجیها نیز شاهد بودیم که با پرداخت مستقیم به سه موضوع به «دفاع مقدس» و «اسارت» و «انتخابات» تجربههای موفقی را برایش رقم زد.
اکنون این «تسلط» بر سوژه را به خوبی در «رسوایی» میتوان مشاهده کرد. ده نمکی تجربه، مفاهیم و اطلاعات مربوط به «فقر و فحشا» را طی این ده سال به مرز پختگی داستانی رسانده و اکنون بر روایت آن کاملا مسلط عمل کرده است. از سوی دیگر حضور او پای درس و صحبت استادان خوشنام اخلاق چون مرحوم حاج اسماعیل دولابی و مرحوم آقا مجتبی تهرانی و تعلق داشتن او به جریان بچه مذهبیهایی که پا منبری ثابت این قبیل مجالس هستند موجب شده او در امر حساس تصویر چهره تاثیرگذار از یک روحانی در فیلمش آنقدر موفق عمل کند که شخصیت «حاج یوسف» با بازی اکبر عبدی را تا پای دریافت سیمرغ بهترین بازیگر مرد پیش ببرد و او را به عنوان یک کارکتر ماندگار در ذهن مخاطب جاوادنه کند.
کفش پاشنه بلند قرمز
توجه ده نمکی به بعد گرافیکی آثارش شاید ریشه در سبقه روزنامه نگاری او داشته باشد. انتخاب و طراحی لوگو برای فیلم، و توجه به نمادهای خاص برای استفاده در این لوگو به همراه نام فیلم علاوه بر جلب توجه مخاطب، موجب آشنایی بصری و ماندگاری آن در ذهن او میشود. لوگوی مذکور این بار در ترکیب کفش قرمز پاشنه بلند زنانه و واژه «رسوایی» به رنگ سفید در زمینه مشکی رنگ جلوه گر شده است و ادامه آن را در طراحی تیتراژ اولیه ساده اما زیبای فیلم با تصاویر معماری سنتی و اسلامی نیز شاهد هستیم.
دوربین عکاسی و تصاویر زنده
در حالیکه هنوز حرف از نگاتیو و دوربینهای تصویر برداری ۳۵ میلیمتری گران قیمت در سینما هست، تصویر برداری دیجیتال با دوربینهای عکاسی حرفهای که قابلیتهایی بالایی در تفکیک نور و رنگ دارند به همراه انعطاف در استفاده از لنزهای متعدد و گوناگون توانسته آثار کیفی بالا و به نسبت کم هزینه تری را از لحاظ تصویر برداری برای آثاری مانند رسوایی ارمغان بیاورد. نقطه قوت دیگر این فیلم را باید در تصویر برداری با کیفیت و انتخاب قابهای مناسب دانست که کاملا متناسب با فضای فیلم در لوکیشنهای شلوغی مانند کوچه، بازار و مسجد توانسته کاملا موفق عمل کند و در صحنههایی هم که دوربین روی دست قرار میگیرد کاملا دست کارگردان را در طراحی میزانسن و دکوپاژ باز گذاشته است.
انتقاد اصلی
انتقاد اصلی به «رسوایی» که شکل ایراد نیز به خودش پیدا میکند نوع پرداخت به شخصیت «افسانه» با بازی الناز شاکر دوست است. جنس دیالوگها و جلوهگری با ناز و افادههای یک زن بیقید و بند شاید در بعضی موارد آنقدر به چشم بیاید که آزردگیهایی را برای برخی مخاطبین مذهبی فیلم ایجاد کند. اما دونکته قابل تامل نیز وجود دارد که اولا نه تنها پوشش و حجاب این کارکتر خط قرمزی را نشکسته و با دیگر فیلم های امروز سینمای ایران تفاوتی ندارد، بلکه حساسیت بیشتری در طراحی آن به کار رفته است و سعی شده با استفاده از رنگ قرمز به هدفش دست پیدا کند. ثانیا این شیوه پرداخت در مقابل تضادی که با معنویت نقش مقابل آن یعنی روحانی فیلم ایجاد کرده در خدمت رساندن پیام اصلی اثر است. در نهایت باز هم با این سوال تکراری و بیجواب را مواجه هستیم که بلاخره برای نمایش یک کاراکتر زن با انحرافات اخلاقی در سینمای ما کاری غیر از این هم میشود کرد؟
پایان بندی و رضایتمندی
وضعیت افسانه و زندگی برادرش در خطر است. آبروی حاج یوسف هم که خواسته «به جای گرفتن مچ افسانه، دست او را بگیرد» اسباب سوء استفاده فراهم کرده و سی دی حاج یوسف و افسانه در محله پخش شده است. دیگر کسی جواب سلام نماز حاج یوسف را نمیدهد.
جمعیت برای بیرون انداختن «زن فاسق» از محله به سمت خانه او میروند اما سرنوشت طور دیگری رقم میخورد تا در سکانس پایانی مخاطب با اهل محل هم داستان شود و با رضایتمندی سالن سینما را ترک کند و ثابت شود ده نمکی در پیوند سینمای دینی به مخاطب گام محکمی را برداشته است.
منبع:فرهنگ نیوز



